تبلیغات
nazism - هولوکاست واقعی

هولوکاست واقعی





1 : هولوکاست ۹ میلیون ایرانی به دست بریتانیای جنایتکار

در سال های۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹با وقوع جنگ جهانی اول با وجود اعلام بی طرفی ایران، نیروهای متخاصم انگلیس و روس از نقاط مختلف وارد کشور شدند.
دولت عثمانی نیز با بهانه تراشی در مورد حضور نیروهای روس در آذربایجان، از مرزهای شمال غرب نیروهای خود را وارد کشور کرده و توقف نقض بی طرفی را به خروج روسیه از آذربایجان موکول کرد. قوای روس در شهرهای آذربایجان، اردبیل، قزوین و انزلی، حضور داشتند و بخشهایی از جنوب كشور از جمله بوشهر و بندر لنگه نیز در اشغال نیروی انگلیس بود.همچنین واحدهایی از سربازان انگلیسی به همراه نیروهای هندی تحت امر خود از بحرین وارد آبادان شدند و این شهر را اشغال كردند. عمده ‏ترین توجیه ورود این نیروی نظامی، ضرورت محافظت از تأسیسات استخراج نفت در منطقه خوزستان بود. با انقلاب اکتبر 1917 روسیه، نیروهای روس از ایران خارج شدند و انگلیس برنامه ریزی خود برای پر کردن جای این نیروها را با بزرگ نمایی خطر آلمان ها و عثمانی آغاز کرد و بدین ترتیب انگلیسی ها از سال 1917 ایران را تحت اشغال خود درآوردند.

در همین زمان قحطی در ایران بیداد می کرد و همه روزه کودکان، زنان و سالمندان بسیاری را به کام مرگ می کشاند. نیروهای اشغالگر انگلیس تمامی منابع و تولیدات کشاورزی را برای گذران نیاز نظامیان در جنگ خود، خریداری کرده و احتکار می کردند. عجیب تر اینکه ارتش بریتانیا مانع از واردات مواد غذایی از بین النهرین و هند و حتی از آمریکا به ایران شد.سربازان انگلیسی علاوه بر این بدلیل عدم رعایت بهداشت موجب شیوع بیماری هایی نظیر آنفولانزا و وبا در ایران شدند که بدلیل قحطی و عدم توانایی مردم برای مقاومت در برابر بیماری ها، مبتلایان جان خود را از دست می دادند.
جعفر شهری نویسنده و شاهد این قحطی بزرگ می نویسد: "در همین قحطی نیز بود كه نیمی از جمعیت پایتخت از گرسنگی تلف شده، اجساد گرسنگان در گوشه و كنار كوچه و بازار هیزم‏ وار بر روی هم انباشته شده، كفن و دفن آنها میسر نمی‏گردید و قیمت گندم از خرواری 4 تومان به 400 تومان و جو از من 2 تومان به 200 تومان رسیده، هنوز دارندگان و محتكران آنها حاضر به فروش نمی‏شدند.

میرزا خلیل خان ثقفی:در گذر تقی خان یك دكان شیربرنج فروشی بود. در روی بساط یك مجموعه بزرگ شیربرنج بود كه تقریباَ ثلثی از آن فروخته شد و یك كاسه شیره با بشقابهای خالی و چند عدد قاشق نیز در روی بساط گذاشته بودند. من از وسط كوچه رو به بالا حركت می‏كردم و نزدیك بود به دكان برسم كه ناگهان در طرف مقابلم چشمم به دختری افتاد كه در كنار دیواری ایستاده و چشم به من دوخته بود.

دفعتاَ نگاهش از سوی من برگشت و به بساط شیربرنج فروشی افتاد. .
آن دختر، شش، هفت سال بیشتر نداشت. لباسها و چادرش پاره پاره بود و چشمان و ابروانش سیاه و با وصف آن اندام لاغر و چهره زرد كه تقریباَ به رنگ كاه درآمده بود بسیار خوشگل و زیبا بود. همین كه نگاهش به شیربرنج افتاد لرزشی بسیار شدید در تمام اندامش پدیدار گشت و دستهای خود را به حال التماس به جانب من و دكان شیربرنج فروشی كه هر دو در یك امتداد قرار گرفته بودیم دراز كرد و خواست اشاره ‏كنان چیزی بگوید اما قوت و طاقتش تمام شد و در حالی كه صدای نامفهومی شبیه به ناله از سینه ‏اش بیرون آمده، به روی زمین افتاد و ضعف كرد.

من فوراَ به صاحب دكان دستور دادم كه یك بشقاب شیربرنج كه رویش شیره هم ریخته بود آورده و چند قاشقی به آن دختر خوراندیم. پس از اینكه اندكی حالش به جا آمد و توانست حرف بزند. گفت : دیگر نمی‏خورم، باقی این شیربرنج را بدهید ببرم برای مادرم تا او بخورد و مثل پدرم از گرسنگی نمیرد.

بدتر از هر مصیبت دیگر، مشاركت شاه و جمعی از حواریون او در احتكار مایحتاج عمومی است كه نشان از بی مایگی و بی اعتنایی به تنگدستی مردم به روزگار اشغال كشورش از سوی اجانب دارد. .
در این برهه میرزا حسن خان مستوفی‏ الممالك با جدیت و تلاش فراوان، به رغم درگیر شدن با عوامل آشكار و نهان انگلیس و روس، با وضع برنامیه ای درصدد نجات هموطنان خود از این وضع آشفته، مقابله با محتكران و اتخاذ تدابیری برای خرید عادلانه ارزاق عمومی به ویژه گندم، برنج، جو و توزیع آن میان هموطنان بود.
در زمان قحطی، شکل همه عوض شده و مردم دیگر به انسان شباهتی نداشتند. همه با چشمانی گود افتاده چهار دست و پا می خزیدند و علف و ریشه درختان را می خوردند. هر چه از جاندار و بی جان در دسترس بود به غذای مردم تبدیل شده بود. سگ، گربه، کلاغ، موش، خر و ...
و در بعضی مناطق قحطی مردم را به مرده خواری واداشته بود .








2 : هولوکاست حداقل 18000 نفر و حداکثر 25000 نفر المانی به دست بریتانیای و آمریکا جنایتکار


در 23 آوریل نیروی هوایی انگلستان 40000 اطلاعیه را در سطح شهر درسدن پخش کرده بود که تنها در صورت تسلیم بی قید و شرط ارتش آلمان بمباران ها متوقف خواهد شد. اما تا آخرین روزهای جنگ نیروهای آلمانی در سطح شهر مقابل ارتش سرخ مقاومت می کردند و تنها در آخرین روز یعنی 8 مه 1945 نیروهای شوروی اختیار کامل شهر درسدن را بدست گرفتند.

طی اولین موج حملات هوایی هزاران نفر به مناطق حومه شهر پناه بردند. پس از پایان حملات هوایی ساختمان های عمومی، برخی از مدارس و دیگر اماکن تخریب نشده به عنوان مرکز اورژانس و بیمارستان موقت مورد استفاده قرار گرفت. در اواسط ماه مارس تنها در دهکده ی plauen بیش از 16000 پناه جو اسکان یافته بود. بسیاری از مقامات نیز به حومه شهر نقل مکان کردند.

در مرکز شهر هنوز 4000 نفر ساکن بودند. در ماه های آخر جنگ کمبود غذا و امکانات اولیه مردم درسدن را به شدت آزار می داد.

مقامات ارشد یا کشته شده بودند یا از شهر گریخته بودند. مقامات باقی مانده به علت کمبود کادر و قوای انسانی توانایی اداره ی شهر را نداشتند. بین 14 الی 16 فوریه گشتاپو به دنبال انتقال 174 یهودی از درسدن به اردوگاه ها بود اما به علت بمباران ها و هدف قرار گرفتن مرکز پلیس نتوانست این برنامه را پی گیری کند. در میان این یهودیان افرادی همچون نویسنده معروف (ویکتور کلمپو) و هنرمند اهل چکسلواکی (ژوژف اسکوپا) نیز بودند که پس از بمباران به همراه 72 تن دیگر موفق به فرار شدند.

روزهای پس از بمباران، اجساد در سطح شهر با کامیون ها یا چرخ های دستی به منظور شناسایی هویتشان در اماکن عمومی جمع آوری می شدند. از میان هزاران کشته ی انباشته شده بر اثر سوختگی شدید و آسیب های وارده امکان شناسایی بیشتر اجساد وجود نداشت. به علت ترس از شیوع بیماری های واگیردار بسیاری از این اجساد در کورهای جسدسوزی (Tolkewitz) به خاکستر تبدیل شدند. تا 17 آوریل در گورستان شهر بیش از 25000 نفر دفن شدند . (بسیاری از این اجساد بر اثر دمای بسیار بالای آتش سوزی در حالی جان دادند که لباسهایشان سالم باقی مانده اما اعضای بدنشان بر اثر حرارت غیرمستقیم سوخته و به خاکستر تبدیل شده است، این حالت برای گروهی پیش آمد که در پناهگاه ها قرار داشتند)






3 : هولوکاست بین ۰۰۰‘۶۰۰ تا ۰۰۰‘۵۰۰‘۱ تن ارامنه به دست امپراتوری عثمانی


بزرگ‌ترین رویداد مصیبت‌بار در تاریخ ارمنیان با آغاز جنگ جهانی اول روی داد. در ۱۹۱۵م دولت «ترکان جوان» تصمیم گرفت همه جمعیت ارمنی ۰۰۰‘۷۵۰‘۱نفری کشور را به سوریه و بین‌النهرین انتقال دهد. آنان ارمنیان عثمانی را به رغم تعهد بسیاری از آنان به وفاداری ـ عناصر خطرناک خارجی و شریک در توطئه دشمن مسیحی‌گرای تزاری برای برهم زدن فعالیتهای عثمانی در شرق می‌دانستند.

در آنچه بعدها «نخستین نسل‌کشی» سده ۲۰م خوانده شد، صدها هزار ارمنی که از خانه‌های خود رانده شده بودند، یا قتل‌عام شدند، یا در خلال جابه‌جایی قومی، آن قدر پیاده راه پیمودند تا جان باختند. شمار کشته‌شدگان ارمنی در ترکیه طی سالهای ۱۹۱۵ تا ۱۹۲۳م بین ۰۰۰‘۶۰۰ تا ۰۰۰‘۵۰۰‘۱ تن برآورد شده است.

علاوه بر این، طی این مدت دهها هزار تن از آنان به روسیه، لبنان، سوریه، فرانسه و ایالات متحده مهاجرت کردند.»پس از ایالت های شرقی نوبت به ارامنه ساکن سراسر امپراتوری عثمانی رسید تا به دستور ملی گرایان غیر مذهبی جنبش ترک های جوان قتل عام شوند.به این ترتیب ، در روز شنبه 24 آوریل سال 1915 میلادی در شهر استانبول 600 نفر از ارامنه صاحب نام شهر به دستور دولت غیرمذهبی ترک های جوان به قتل می رسند.

این آغاز قتل عام دهشتناک ارامنه توسط جنبش ملی گرای افراطی ترک های جوان بود.در آن زمان امپراتوری عثمانی دارای 2 میلیون تبعه ارمنی بود که در مجموع دو سوم آنها در جریان این کشتار جمعی جان خود را از دست دادند.
نظرات مطلب
فرم ارسال نظر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
درباره سایت
نویسندگان
امکانات سایت

تصاویر منتخب

nazism

National Socialism